این روزها همه راجع به اهمیت تولید محتوا صحبت می‌کنند. اما باید بدونیم که محتوای چیه؟ چرا باید تولید محتوا کرد؟‌ چطور این کار و باید انجام داد و ایده‌ی تولید محتوا رو از کجا باید پیدا کرد؟

داستان آرت سیلورمن

به پاکتی از پاپ کورن روی میز کارش خیره شده بود و از بوی بد روغن قلابی حالت تهوع عجیبی داشت. به پاکتی از پاپ کورن روی میز کارش خیره شده بود و از بوی بد روغن قلابی حالت تهوع عجیبی داشت. آرت محقق یکی از موسسات غیر انتفاعی در CSPIبود و چند سالی در این مرکز در خصوص آموزش همگانی تغذیه و آنالیز محصولات خوراکی از لحاظ مضر بودن تحقیق می‌کرد.

متخصصان تغذیه طبق آخرین یافته‌های علمی به این نتیجه رسیده بودن که هر فرد در رژیم روزانه مجازه فقط ۲۰گرم چربی اشباع در روز دریافت کنه و در غیر این صورت سلامتیش ممکنه دچار مشکل بشه. آرت و همکاراش طی نمونه برداری از پاپ کورنی که در دکه‌های مستقر در سینماها به فروش می رسید و آنالیز میزان چربی ترانس اون‌ها به این نتیجه رسیدند که میزان چربی اشباع این پاپ کورن‌ها در یک لیوان کوچک حدود ۳۷گرمه!! و این یعنی چربی اشباعی که یک نفر با خوردن یک لیوان پاپ کورن جذب بدنش میشه، تقریبا به اندازه ۲روز خوردن غذاهای چربه.


قطعا افراد کمی در جامعه مفهوم « ۳۷گرم چربی اشباع» و ضررهای اون را می تونستند درک کنند. پس گفتن این خبر به این صورت هیچ دردی رو دوا نمی کرد. و این همون اتفاقیه که در خصوص اکثر توصیه‌های پزشکی و سلامتی می افته.

فرض کنید این خبر رو به این شکل اعلام می‌کردند:

یک لیوان پاپکورن معادل۳۷گرم چربی اشباع داره

خب که چی؟! ۳۷گرم خوبه یا بد؟ حتی اگر بده، چقدر بده؟! پس عبارت « ۳۷گرم چربی اشباع» یک عبارت بی مفهوم برای بسیاری از افراد جامعه‌ست و جزو جمله‌هایه که بدون هیچ تاثیری ازاین گوش شنیده میشه و از اون گوش در میره و اتفاقا بیشتر باعث بی‌تفاوت شدن آدم‌ها میشه چون عبارتی به شدت خشک و دانشگاهیه.

اما آرت و همکارانش به جای گفتن این جمله‌های تکراری، در چند مکان پر رفت و آمد غرفه‌ای گرفتند و میزی چیدند. به این شکل که یک طرف میز یک لیوان پر از پاپ کورن گذاشتند و طرف دیگه یک صبحانه‌ی بسیار مفصل چرب شامل ژامبون، تخم مرغ و شیر پرچرب.

ناهاری شامل یک ساندویچ همبرگر مکدونالد دوبل، یک ظرف پر از سیب زمینی سرخ کرده و یک شام مفصل تر شامل استیک گوشت، همراه با مخلفات سنگین و چند دسر پر چرب و با یک طراحی خلاقانه نشون دادن که یک لیوان پاپکورن چربی مضری معادل این همه غذای چرب داره!

به نظر شما چه کسی ممکنه بعد از دیدن این پیام سلامتی همچنان زمانی که به سینما میره بازهم با هیجان سابق به سمت دکه پاپکورن فروشی بره؟!!

خب داستان بالا فقط یک مثال از نحوه‌ی بیان یک مسئله بود که ما اسمش رو میزاریم محتوا. اگر از همین غرفه یه ویدئو تولید می‌شد هم محتوایی بود از جنس تصویر و ویدئو.

محتوا چیست؟ (Content)

محتوا همه چیزه!
اگر بهتون بگم که کسایی تو این دنیا هستن که وقتی خوابند محتوا تولید می‌کنند باورتون میشه؟
کسایی که موقع خواب تصویرشون رو لایو از طریق پلتفرم‌های مختلف پخش می‌کنند. شاید به اندازه خیلی ‌چیزهایی که امروز داریم دور خودمون میبینیم جالب و پر بیننده نباشه و حتی مسخره و عجیب ولی جالبه که بدونید خیلی از مردم میخوان همچین چیزهایی رو ببینند و براش کلی وقت هم صرف می‌کنند.

نمیشه محتوا رو با همین یه مثال توضیح داد ولی با این مثال خواستم بهتون بگم که محتوا همه چیزه، لحظه لحظه از زندگیمون محتواست. حالا این که این رو قابل درک و جذاب برای دیگران ارائه بدیم یا نه تصمیم خودمونه که تو بخش چرا باید تولید محتوا کنیم بهتون می‌گم.

در کل انسان در عصر امروز به شدت به دنبال تجربه‌های جدید میره و میخواد چیزهای جدید تجربه کنه. این بده بستون‌ها در قالب محتوا اتفاق‌ می‌افته. به نظر من هر چیزی که با حواس چندگانه‌ی مخاطب شما قابل دریافت باشه میشه محتوا.
خب حالا که متوجه شدیم تمام لحظه‌های زندگی ما محتواست،‌ یه سوال پیش می‌آد؟

مخاطب در تولید محتوا؟

قطعا این نوع محتوا که در مثال بالا گفتم به درد هرکسی نمی‌خوره؛ شایدم بدرد هیچکس نخوره. یکی از کارشناسان محتوا
میگه:

کود حیوانی و انسانی هم محتواست ولی آیا مردم از دیدنش لذت می‌برند؟

پس به نظر میاد باید چیزی رو تولید کنیم که لذت یا حس خوب رو هم با خودش منتقل کنه. شما باید مهارت یا جذابیتی که در وجودتون هست و ممکنه برای کسی مفید باشه رو پیدا کنین و شروع کنین به تولید محتوایی برای ارائه‌ی اون.

کاری که شما روزانه می‌کنید محتواست. شاید برای خودتون عادی و تکراری باشه ولی اگر دقت کنید، اتفاقاتی می‌افته که برای خیلی‌ها می‌تونه جالب باشه. مثلا بیاید فکر کنیم شما راننده تاکسی هستید. روزانه شاید با صدها مسافر در ارتباط باشین و مسیری رو رفت و آمد کنید. مطمئن باشین اگه اخر شب به اتفاق‌های روزتون فکر کنین چیزهای جالب، داستان‌ها و اتفاقات جدیدی وجود داره که برای افرادی جذابه و می‌تونه به هر روشی که شما دوست دارین ارائه بشه (تصویر، ویدیو، متن و یا صوت).

۳ ویژگی محتوای جذاب

به نظر من محتوایی که قراره تولید کنید باید حداقل یکی از این ۳ویژگی رو داشته باشه تا بشه گفت میتونه محتوای موفقی باشه.

  1. آموزنده باشه یعنی ارزشی خلق کنه برای مخاطب
  2. حس خوب به مخاطب بده. حالا حس خوب میتونه با خندوندن مخاطب باشه یا بردنش تو خاطرات و …
  3. تجربه جدید به مخاطب بده. تجربهای که هر کسی نمیتونه داشته باشه. مثل تجربهی استفاده از ابزار جدید. تجربهی سفر به جاهای مختلف و …

JEFFHK

یه مثال از مورد ۳ براتون بگم. یه کانال یوتیوب هست که ویدئوهایی از سفر کشتی‌های اقیانوس‌پیما از یه بندر به بندر دیگه‌ای رو به صورت تایم لپس نشون میده. صاحب این پیج همزمان در حال کار رو کشتیه ولی بدون هیچ زحمت خاصی محتوایی تولید می‌کنه که خیلی‌ها نمیتونن تجربه کنن و باور کنین تصاویر فوق‌العاده‌ای ثبت میکنه که فکرشم نمی‌کنید.
اگر محتوای شما هر کدوم از این ۳ تا رو داشته باشه شک نکنید که قدم اول برای تولید محتوای موفق رو برداشتید. قدم بعدیش میشه روش اجرا و ارائه‌ی درست.

نظر کارشناسان محتوا

نظر کارشناسان راجع به تولید محتوا به دو بخش تقسیم میشه:

  • کسایی که محتوا رو اطلاعات میدونن
  • کسایی که محتوا رو تجربه میدونند

دسته اول میگن که:

محتوا هر چیز جذاب، قابل اعتماد و مرتبط با یک موضوع خاص برای سرگرم کردن یا روشنگری و آگاه کردن مخاطبه که در قالب صوت، متن، تصویر یا فیلم ارائه میشه.

محتوا اطلاعاتیه که برای مصرف، لذت بردن و اشتراک‌گذاری بسته بندی میشه و در اختیار مخاطب گذاشته میشه.

محتوا چیزیه که شما تولید میکنید و مخاطب شما با تمام احساساتش اون رو مصرف میکنه.


و دسته دوم هم :

محتوا هر چیزیه که به زندگی مخاطب‌ها ارزش اضافه می‌کنه. این ارزش ممکنه با هوشمندتر کردن
مخاطب یا خندوندنش یا کمک به اون برای انجام بهتر کارهای روزانه‌ش ایجاد بشه.

محتوا هر چیزیه که باعث ایجاد اعتماد و اطمینان بین مخاطب یا مشتریان و کسب و کارها میشه.
یکی از نظرهایی که ما خوشمون میاد ازش اینه:

«فکر کنید که برند شما پا داره. محتوا پای چپ برند شماست که از مردم مراقبت میکنه و عمل کردن به قول‌ها و وعده‌ها پای راست شماست. و شما برای راه رفتن به هر دو پا نیاز دارید!»

خب میبینید؛ اینها بخشی از تعاریف محتوا در دنیاست. نمیشه براش یه تعریف کلی گفت؛ ولی محتوا اون چیزیه که شما دارید و مخاطبتون نداره. شما ارائه میدید و اون دریافت میکنه.

پس همونطوری که در بالا گفتم یا آموزش و ارزش ایجاد کنید یا حس خوب یا تجربه‌ی جدید. اگر اینو رعایت کنید، شک نکنید که موفق میشید.
از این موارد تو تبلیغات و برندسازی‌ها استفاده‌ی زیاد میشه تا شمارو ترغیب به استفاده و یا خرید از چیزی کنند و متاسفانه یا خوشبختانه موفق به این کار میشن.
یادتونه در داستان آرت چی گفتیم؟ دیدید که چطور میشه با تولید محتوا همه چیزو به سمت خودمون بکشیم و نظر مردم رو عوض کنیم.

چرا باید تولید محتوا کنیم؟

دلم می‌خواد این سوال رو با یه جمله از گری وی جواب بدم؛

«اگر محتوا تولید نمی‌کنید، یعنی وجود خارجی ندارید»


اینجوری شما از خودتون چیزی باقی نگذاشتین و وجود خارجی ندارین. میشه گفت مهمترین دلیل برای تولید محتوا ساخت ارزشه؛ باقی موندن چیزی از ما.خب بیاید با مثال راحتش کنیم و ببینیم چرا گری وی میگه وجود ندارید.


فکر کنید شما یک کشاورز هستید و طی تجربه و تلاشتون یه کود یا سم جدید برای تولید بهتر و موثرتر گندم پیدا کردید. حالا چی میشه؟ شما میتونید با تولید محتوا راجع به محصولتون، اون رو به همه‌ی دنیا معرفی کنید. این دنیا لازم نیست کل مردم زمین باشند. دنیای کشاورز‌ها و علاقه‌مندانش شاید جامعه‌ی هدفتون باشه. باید انتخاب کنید که تولید محتوا و طبعا هویت پیدا کنید یا تولید محتوا نکنید و فقط برای خودتون نگه دارینش که خب مسلما یه روزی هم با مرگتون از بین میره.


مثلا یک بازیگر سینما از مهارتش به همراه افراد دیگری که هرکدوم با مهارتهای خودشون دارن یک محتوای واحد رو تولید میکنند. در نهایت فیلم یا ارزشی رو می‌سازند که باعث میشه حتی بعد از مرگ اون بازیگر هم با دیدنش به یادش بیافتند.
یک جمله و تمام:

برای زندگی ابدی تو این دنیا باید تولید محتوا کنید. اگر نکنید، بعد مدت کوتاهی وجود نخواهید داشت.

در چه زمینه‌هایی تولید محتوا کنیم؟

مهم ترین چیز در تولید محتوا اینه که به اون زمینه علاقه داشته باشید. چون اجباری وجود نداره که بگیم حتما باید راجع به کشاورزی تولید محتوا کرد؛ نه. من از آشپری خوشم میاد برا خودم غذاهای جدید درست میکنم. پس میام همین ها رو با دیگران به اشتراک می‌گذارم یا مثلا تو مثالی که بالا زدم فکرشو می‌کردید کسی با گذاشتن دوربین رو کشتی، تولید محتوایی جذاب کنه؟

حالا چرا این کار رو یک راننده کامیون، یا یک راننده‌ی قطار که کار روزانه‌شه و بعضا از مسیرهای خیلی جذابی عبور می‌کنه این کار رو انجام نمیده؟

قرار نیست با تولید محتوا به خودمون فشار بیاریم یا کار سختی انجام بدیم. قراره اتفاق‌ها و کارهایی که تو
زندگی هر روزمون انجام میدیم رو به کسانی که علاقه دارن ارائه بدیم.
ممنون از اینکه تا اینجا همراهمون بودید. خوشحال میشیم که تجربه‌ها یا ایده‌های محتواییتون رو در کامنت‌ها برای دیگران بگذارید.

اگر نیاز به مشاوره یا راهنمایی داشتید میتونید با ما تماس بگیرید.


دیدگاهتان را بنویسید

نظر خودتون در مورد این مقاله رو با ما به اشتراک بگذارید.